گفتگو با خوشنویس برجسته قزوین؛
خوشنویس برجسته قزوینی گفت: بخش سیاه مشق نستعلیق ایرانی به عنوان یک هنر با داشتن ترکیب بندی زیبا و موزون، جلوه بصری ویژه ای دارد که نگاه مخاطب را به خود جذب می کند.
کد خبر: ۴۹۲۲۴۲
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۴ 11 September 2017
به گزارش تابناک به نقل از ایرنا شیرین برزگر، «احمد ابوطالبیان» متولد سال ۱۳۴۵ در قزوین، یکی از استادان برجسته و مفاخر خوشنویسی کشور به شمار می رود که در سال ۲۰۰۹ میلادی، برنده جایزه جهانی امیر امارات در جشنواره «البرده ابوظبی»، در رشته «نقاشی خط» شده است.
 
برگزاری نمایشگاه های انفرادی خطاطی در «موزه متروپُلیتن نیویورک»، «موزه تاریخ رومانی» همچنین کشورهای امارات متحده عربی، پاکستان و ترکیه، از جمله دیگر فعالیت های مهم این هنرمند مطرح قزوینی است.

ابوطالبیان، همچنین یکی از بنیانگذاران «انجمن دوستی ایران و رومانی» محسوب می شود. باتوجه به استقبال خریداران بین المللی تابلوهای هنری از آثار سیاه مشق، در ارتباط با دلایل این استقبال، با این استاد نام آور خطاطی قزوین، گفت و گویی کرده ایم که در ادامه می خوانید.

* به نظر شما خوشنویسی مهارت است یا خلاقیت و هنر؟

به این دلیل که خلاقیت، ابداع وآفرینش فردی که نشان دهنده استقلال واندیشمندی هنرمند باشد، درخوشنویسی وجود ندارد می توان گفت ۹۰ درصد خوشنویسی ایرانی هنر نیست، بلکه مهارتی فردی مانند فرشبافی و قلم زنی است. خوشنویسی قواعد مشخصی دارد که هنرآموز به سختی آنها را آموخته و با تمرین بسیار زیاد یاد می گیرد که خوب و خوش بنویسد.

تقریباً همه خوشنویسان مانند هم می نویسند. نظمی مکرر که چند صد سال است، ادامه دارد و نمی توان معنای هنر را از آن برداشت کرد. هنر، خلاقیت ذاتی هنرمند است که می تواند اندیشه اش را با هر ابزاری به ظهور برساند و در این صورت است که می تواند یک عرق ریزان ذهنی را به یک اثر هنری تبدیل کند. تنها ژانری از خوشنویسی که مستقل از بقیه گونه ها، دارای قابلیت های فردی و اندیشه ورزانه بوده و امکان خلاقیت در آن وجود دارد، سیاه مشق ایرانی است.

* چه ویژگی هایی سبب شده که سیاه مشق نگاری، خلاقانه و هنری باشد؟

نوعی بداهه در سیاه مشق نویسی وجود دارد که به عنوان نمونه در چلیپا نیست. چلیپا نویسی طبق قاعده و فرمول انجام می شود و نتیجه آن هم، تکرار مکررات است. می توان از یک اثر سیاه مشق، ده ها بخش جزئی تر آن را انتخاب کرد که همگی قابلیت مبدل شدن به اثر هنری را داشته باشند.

در حالی که این امکان در خوشنویسی سنتی وجود ندارد. در ضمن اثری، هنری شناخته می شود که خود هنرمند موضوع و ایده آن را پیدا کند. اما خوشنویسی سنتی همیشه وامدار ادبیات و شعر بوده است و اگر ادبیات را از آن جدا کنید، منبع الهامی برای خلق اثر باقی نمی ماند. ضمن اینکه در سیاه مشق با تکرار یک حرف یا واژه و با استفاده از چیدمان درست، انتخاب به جای رنگ ها و هارمونی که در نتیجه نگاه گرافیکی خطاط به وجود می آیند، معنی و مفهوم آفریده می شود. اینجاست که بخش سیاه مشق نستعلیق ایرانی می تواند هنر باشد و در اتصال با هنر جهانی عرض اندام کند. به همین علت در حراجی های هنری معتبر دنیا، هیچ اثر چلیپا، کتابت و کتیبه که زیر شاخه های خوشنویسی سنتی هستند، فروخته نمی شوند، چون برای مخاطب خارجی که شعر ایرانی را نمی فهمد، جذابیت کمی دارند، اما در مورد اثر سیاه مشق اوضاع بکلی متفاوت است و هر گوشه آن، با داشتن ترکیب بندی زیبا و موزون، جلوه بصری ویژه ای دارد که نگاه مخاطب را به خود جذب می کند.

* آیا آثاری که از کنار هم چیده شدن حروف، کلمات و ترکیب شدن آنها در نرم افزارهای گرافیکی ایجاد می شوند را می توان سیاه مشق محسوب کرد؟
              
امروزه هنرهایی مانند «فتومونتاژ» وجود دارند که با کامپیوتر انجام شده و اثر هنری تولید می کنند. منظور من این است که دقت خوشنویسانه نیست که به یک خط نوشته ارزش هنری می هد، بلکه اندیشه و خلاقیت هنرمند است که آن را به یک تابلوی هنری تبدیل می کند.

بدیهی است کاری که با دست انجام می گیرد، نسبت به کاری که با رایانه به ثمر می رسد و قابل تکثیر است، یکه است. البته یکتایی و یکه بودن ویژگی اثر هنری در دوران مدرن است که در دوره معاصر این ویژگی رنگ باخته است. نظر شما در این باره چیست؟

اثری می تواند هنری تلقی شود که قابل تکرارشدن نباشد. نه فقط فرد دیگری نتواند آن را تکرار کند، بلکه خود هنرمند هم نتواند آن را بازآفرینی کند. مجموعه ای از ویژگی هاست که یک اثر را تبدیل به اثر هنری می کند. اگر قرار باشد اثری واجد اندیشه و محتوا باشد، هنرمند مجاز است که آن را با هر ابزاری، از جمله رایانه به ظهور برساند که این مسئله، در هنر دوره پست مدرن، کاملاً پذیرفته شده است.

به بیان دیگر، در آفرینش اثر هنری، مفهوم و اندیشه نو اولویت دارد و این تفکر هنرمند است که نباید تکراری باشد. به شرط تازگی و نو بودن اندیشه، می توان اثر هنری را با هر ابزاری آفرید، حتی اگر آن ابزار، باعث تکثیر اثر هنری شود.

* چرا تعداد خوشنویسان خطوط سنتی، بیشتر از سیاه مشق نویسان است؟

سیاه مشق گونه ای از خوشنویسی است که هر لحظه اش زاییده تفکر، معماری و مهندسی کلمات و صفحه از نظر تعادل، توازن، تقارن، ریتم و هارمونی توسط هنرمند خوشنویس است. این کلیت برای بسیاری از خوشنویسان دست نیافتنی است، زیرا رسیدن به آن، به توانایی هایی فراتر از خوشنویس بودن نیاز دارد.

خطاط هنگام سیاه مشق نگاری، فقط خط نمی نویسد، بلکه پیوسته در حال نمایش خلاقیت های خود است و به عبارتی، سمفونی زیبایی از حروف و واژگان را اجرا می کند.
سنجیدن نکاتی مانند اینکه کدام کلمه ها با هم حسن همجواری بیشتری دارند یا اینکه کلمات استعداد تکرار دارند، در حالی که بعضی دیگر این گونه نیستند، از جمله مواردی هستند که باید رعایت شوند تا فرم زیبایی تولید شود و سیاه مشق نویس، باید تمامی این نکات را در نظر بگیرد. به همین دلیل  است که این ژانر برای خیلی ها در طول تاریخ این هنر دست نیافتنی بوده است و جنس خیلی از خط ها هم از جنس سیاه مشق نیست.

* برخی از خوشنویسان معتقدند با تغییرات اندکی که در خط می دهند که آن هم اساتید برجسته این امکان و اجازه را دارند، روال کارشان توأم با خلاقیت است. ولی با نظر شما، اصطلاح «هنر خوشنویسی» هم جای تردید دارد.

یکی از مسائل مهم هنر در ایران این است که هنر بدون غرض، مورد چالش، نقد و بررسی قرار نگرفته است. دومین موضوع این است که توانایی اجرا داشتن در خوشنویسی یا هر رشته هنری دیگری، به منزله کارشناس بودن در آن رشته نیست.
 
کارشناسی هنری مقوله متفاوتی از هنرمند بودن است. به بیان دیگر، افراد زیادی می توانند هنرمند باشند، ولی هنرمندانی که صاحب نظر در امر هنر باشند، بسیار اندک هستند. یکی از معضلات و آسیب های هنر معاصر ما، فقدان نقد، بررسی و پژوهش هنر و دومی، بی بهره بودن بسیاری از هنرمندان، از سواد هنری است. متاسفانه هنرمندان معاصر بسیاری از هنرمندان قدیمی و صاحب سبک را نمی شناسند، یا با سیر تحول رشته ای که در آن فعالیت می کنند، آشنایی ندارند.

یک نظریه پرداز هنر، باید وجوه مختلف هنر ایران و جهان را بشناسد. در واقع، آشنایی با سیر هنری گذشته و معاصر جهان می تواند به ما کمک کند، بتوانیم جایگاه هنر خودمان را در جهان ارزیابی کنیم و کسی که از چنین سوادی بی بهره است، قطعاً نمی تواند در این مورد اظهارنظر کند.

به هر حال باید گفت موضوع کارشناسی آثار هنری، به پیشینه پژوهشی و مطالعاتی احتیاج دارد و اظهار نظر شخصی نمی تواند در این زمینه ملاک قابل اعتنایی باشد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار