اگر بگوییم قصد آن داریم که سخنان و نوشته ها و پیامهای معظم له را تفسیر و تحلیل نماییم، سخن به گزاف گفته ایم، که این امر بضاعت و توان افزون می طلبد.
کد خبر: ۶۱۵۰۴۴
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۴ 03 June 2018

مروری بر برخی از اندیشه های اجتماعی امام خمینی(ره)

به گزارش تابناک قزوین، سخنان گهربار، پیامهای آموزنده، سخنرانیهای دلنشین، مبارزات حق طلبانه، تفکرات استکبارستیزی، جهت گیری مردمی، جانبداری از حقوق محرومین، اشعار عرفانی، اطلاعیه ها، زندگی ساده و در نهایت وصیت نامه امام خمینی(ره) این پیر دانای قرن و این رهبر فرزانه و فرمند، دارای آنچنان جاذبه ایست و آنچنان آتشی را در دلهابرافروخته که ما در گیتی چنین خاطراتی را حد اقل در ایران زمین سراغ ندارد.

به واقع، قلم را یارای این نیست که بحث را چگونه بیاغازد و از کجا و چطور و در چه زمینه ای شروع نماید. امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، فیلسوف الهی، مرجع تقلید مسلمانان، مجتهد عالیمقام، رهبر اندیشمند، حکیم فرزانه، شاعر عارف، انسان با تجربه و مربی و معلم پیر، نه تنها برای ایرانیان و مسلمانان، که برای همه بشریت تشنه معنویت و آزادی، الگویی کامل است.

این خردمند فرزانه، در قرن بیگانگی انسانها از ارزشهای انسانی و در برهه تاریکی اندیشه ها و زمان فراموشی معنویت، ندای وحدت، برابری، برادری، استقلال، آزادی، آزادگی، معنویت، علم، تفکر، تعهد، خداشناسی، خدا پرستی، انقلاب و... را آنچنان فریاد گونه و رسا به گوش بشریت خفته در ظلمتکده صنعت و مادّیت رسانید که همه را از خواب جهل و غفلت بیدار کرد.

اگر بگوییم قصد آن داریم که سخنان و نوشته ها و پیامهای معظم له را تفسیر و تحلیل نماییم، سخن به گزاف گفته ایم، که این امر بضاعت و توان افزون می طلبد. امّا با توشه اندک و با توان محدود، هدف آنست که کاهی از کوه سر به فلک کشیده تفکرات و قطره ای کوچک از دریای موّاج و بی انتهای اندیشه های این بزرگ مرد عصر و این امام راحل همیشه زنده را به رسم وظیفه مختصراً معرفی نموده و به تحلیل گونه ای گذرا پرداخته باشیم.

تعلیم و تربیت

حضرت امام خمینی(ره) از جمله شخصیت های نادر تاریخ است که قبل از آنکه به تعلیم دیگران بپردازد، به تعلیم و تزکیه خویشتن همت می گماشت، از این رو هم با سیره و روش عملی خود و هم با گفتار و نصایح خویش، دیگران را تربیت می نمود. بهمین جهت در این راستا توفیق فوق العاده ای هم نصیب ایشان گردیده است.

مبانی و اصولی که امام بر آن تکیه داشت، چیزی غیر از اصول و مبانی اسلام نبود، لذا مجموعه تعالیم ایشان بر گرفته از قرآن کریم و سنت و سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام بوده است. حضرت امام تربیت را هدایت می داند و آنرا وسیله ای برای خارج شدن انسان از قوّه به فعل و در واقع شکوفا کردن فطرت و استعدادهای نهفته انسان، چنانکه می فرماید: «این تربیت هاست که فطرت را شکوفا می کند.»

از طرف دیگر، حضرت امام(ره) می فرماید: «کوشش کنید این آموزشی که به مردم می دهید، جهت دار باشد.» اعمالی که مربی انسان را به انجام آن دعوت می کند باید عمل صالح بوده و با فطرت و طبیعت انسانی هماهنگ و سازگار باشد. به این ترتیب تعلیم و تربیت انسان زمانی ثمربخشاست که او را در جهت کمال واقعی سوق بدهد نه کمال اعتباری و پنداری. بنابر این، آنچه که انسان را به این نوع کمال سوق می دهد، تعلیم و تربیت جهت دار است. تعلیم و تربیتی که در جهت تحقق فضایل اخلاقی و اجتناب از رذایل آن باشد. بدین وسیله است که انسان به کمال مطلق دسترسی پیدا می کند.

حضرت امام(ره) به واقع فیلسوفی است دل آگاه که به مسائل واقعی انسان احاطه کامل دارد، او نه تنها مسائل فردی انسانی، که مسائل اجتماعی را نیز بخوبی می شناسد ایشان معلمی است که مراتب و مراحل رشد و تعالی انسانی را به خوبی طی کرده است و از این حیث مفهوم «تعلیم و تربیت» را نیک می داند. کلاس درس او جامعه انقلابی است و آموزش وی جهت دار و هدفمند است. برای مثال می فرماید: «عالم مدرسه است و معلمین این مدرسه، انبیاء و اولیاء هستند و مربیان این معلمین، خدای تبارک و تعالی است.»

امام خمینی(ره) تعلیم و تریبت را جریانی همه جانبه و زندگی مدار و در اوج و قلّه تصور می کند. حضرت علی(ع) در مورد شدت نیاز انسان به تربیت تشبیه گویایی دارد، ایشان می فرمایند: «انّ بدوی العقول من الحاجة الی الادب کما یظما الزّرع الی المطر»[194] یعنی به راستی که خردمندان نیازمند ادب هستند، بدانسان که کشت زار نیاز مند و تشنه باران است.

عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی واژه ای پرمعنی و بسیار سنگین است. همان معنی و مفهومی است که مولای متّقیان علی بن ابیطالب(ع) برای اجرای آن در جامعه حکومت تشکیل داد و افتخار شیعیان به همین حکومت کوتاه مدت است که حدود پنج سال بیشتر طول نکشید و نا مردمان و مستکبران با هزاران حیله و نیرنگ و در نهایت با به شهادت رساندن مولا در محراب خونین به این حکومت پر افتخار خاتمه دادند.

تمامی ائمه اطهار علیهم السلام، فرزندان راستین مولا علی(ع) بعد از شهادت ایشان، با همین هدف راستین زندگی کردند و اکثر آنها شهادت را در جهت نیل به این هدف مقدس برگزیدند.

حقوق دیگران

از جمله مسائلی که در این مبحث باید به آن توجه داشت، حقوق دیگران است. همانطور که می دانیم یک تقسیم بندی در خصوص حقوق در اسلام شده است، به این ترتیب 1- حق الله 2- حق الناس 3- حق النفس. مسأله حقوق دیگران یعنی همان حق الناس یا حق مردم، از آنچنان اهمیتی برخوردار است که اگر خداوند متعال در جایی از حق خود بگذرد، از حق دیگران در برابر ما نخواهد گذشت.

پس باید انسان جوابگوی حقوق دیگران باشد. اگر در صراط مستقیم گام نهاده ایم، باید خیلی مواظب باشیم که ذرّه ای لغزش نداشته باشیم و باز هم در بحث جامعه شناختی این مسأله را باید متذکر شد که جای بسی تأسف است که با این همه سفارشات بزرگان و تأکیدات امام امت(ره) و مقام والای ولایت در مورد عدالت اجتماعی، و رعایت و اجرای آن در مورد اقشار مختلف مردم در جامعه، دیده می شود که در عمل به این مسأله کمتر توجه می شود.

در هر دوره ای از زندگی انسان و در هر جامعه ای بویژه در جامعه خودمان، مسئولینی که بیشتر بار این مسأله متوجه آنها می شود، باید همواره در برنامه ریزی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین در اجرای این برنامه ها، اهداف اصلی قیام انقلابی امام خمینی(ره) و خون مطهر و پاک شهدای این مرز و بوم را مدّ نظر داشته باشند و حد اکثر تلاش و کوشش نمایند تا حقوق اقشار مختلف مردم رعایت شود و خدای نکرده حقی از کسی ضایع نگردد. آنها باید تلاش کنند که فقر، این پدیده مذموم اجتماعی و کمبودها را از جامعه اسلامی و انقلابی بزدایند.

چرا که اگر چنین نباشد، فقر علاوه بر آنکه خود به عنوان یک مسأله و مشکل اجتماعی مطرح است، عامل بروز مشکلات اجتماعی بزرگتر و مهم تر خواهد شد، چنانکه بزرگان دین می فرمایند: «از یک در که فقر وارد شود، از در دیگر ایمان خارج خواهد شد البته همانگونه که بیان شد عدالت در ابعاد گوناگون مورد توجه و نظر اسلام است.

حضرت علی(ع) این مفهوم را به ابعاد سیاسی و قضایی نیز تعمیم داده ومی فرمایند: «اِنّ من العدلِ اَن تُنْصِفَ فی الحکمِ و تَجتَنِبَ الظّلمَ.»یعنی براستی که از دادگری و عدل انسان آنست که به هنگام حکم کردن با انصاف باشد و از ستمکاری دوری گزیند.

همچنین در این خصوص فرموده اند: «اِنَّ اللهَ سُبحانُه اَمَرَ بالعَدلِ و الاحسانِ و نهی عنِ الفحشاء و الظّلمِ.» یعنی براستی که خداوند سبحان بندگان را دستور داده است که به عدل و احسان کار کنند و از زشتی ها و بیدادگریها و ستمکاری نهی فرموده است. بنابراین چنانکه ملاحظه می شود عدالت اجتماعی و پرهیز از نابرابری در تمام ابعاد و زمینه ها از جمله ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قضایی، سیاسی و... یکی از اصول مطرح شده و مؤکد در دین مبین اسلام است.

پس برای رسیدن به یک جامعه سالم و دور از انحرافات اخلاقی و آسیب های اجتماعی باید همه دست به دست هم دهیم و در اجرای نقش ها و مسئولیت هایی که به عهده داریم بکوشیم و در واقع در جهت به عمل در آوردن اندیشه های رهبر بزرگ و امام عزیزمان بکوشیم و در انجام این امر مهمّ توجّه خاصی مبذول نمائیم.

امام (ره) رهبر مستضعفان

بنابراین مسأله عدالت اجتماعی و بیت المال و استفاده بهینه و مناسب از این بیت المال از اهداف عمده امام خمینی(ره) است. چنانکه معظم له فرموده اند: «عدالت را اجرا کنید، عدالت را برای دیگران نخواهید [ برای] خودتان هم بخواهید.» و یا در همین زمینه می فرمایند: «خروج از اعتدال و عدالت الهی و صراط مستقیم، انحراف است...»

وقتی صحبت از عدالت اجتماعی می شود، بلافاصله مسأله دفاع از حقوق محرومین و ستمدیدگان مطرح می شود از این طریق نیز می توان به عمق اندیشه های عدالت خواهانه امام(ره) پی برد. ایشان در این مورد می فرماید: «گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشتهباشد.» چنانکه ملاحظه می شود روحیه عدالت خواهی عمیقاً در وجود امام متبلور است و آنرا به وضوح می توان دریافت.

در همین زمینه فرموده اند: «به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم، که خیر دنیا و آخرت شما هم (در) رسیدگی به حال محرومان جامعه است.» نیک مشاهده می شود که دفاع از حقوق محرومین و طبقات ستمدیده جامعه، قویاً مدّ نظر امام است و چه مناسب و به جا به ایشان لقب «رهبر مستضعفان» داده شده است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار